تبليغاتX
یاس.عشق.خدا - من تا امام رضا دارم غم ندارم .....

دوشنبه 1386/12/20

من تا امام رضا دارم غم ندارم .....

ناگهان زیبا رخی از ره رسید

 

دید تا حال مرا آهی کشید

 

تا آمد دیده ام پر نور شد

 

یک نگاهم کرد اتش دور شد

 

از جمال او من چه گویم من دریغ

 

ابروانش چون کمن مژگان چو تیغ

 

چشم هایش چشمه اب حیات

 

می برد دل از حیات و از ممات

 

دست گلبودو بدن گل چهره گل

 

برده از زیبایی او بهره گل

 

گوی یا حق هرچه قدرت داشته

 

پای خلق این صنم بگذاشته

 

سوی من آمد مرا شرمنده کرد

 

مهربانانه به رویم خنده کرد

 

اشک در چشمان پر مهرش شکفت

 

روبه حق بنمود با دادار گفت

 

پور موسی با تو صحبت می کند

 

ضامن آهو شفاعت می کند

 

گرچه او با نامه بد آمده

 

چند باری را به مشهد امده

 

ریزه خوار بزم خانه ام بوده است

 

در جوانی میهمانم بوده است

 

امده صد بار بر من رو زده

 

پیش ایوان طلا زا نو زده

 

گنبد و گل دسته ام را دیده است

 

کفش داری مرا بوسیده است

 

اینکه در پیش شما گردیده بد

 

جسم و جانش بوی روضه می دهد

 

مادرش او را به عشقم داده است

 

به کبوترها دانه داده است

 

تاتوانست احترامم کرده است

 

بعد هر مجلس سلامم کرده است

 

بارالها ای خدای نیک وزشت

 

من بدون او نمی خواهم بهشت

 

رحم کن پروردگار جرم بخش

 

بنده بد را به اربابش ببخش

 

پس ندا امد بهشت از آن تو

 

بخشش عف و عطا از آن تو

 

تو برای من عزیزی دلبری

 

هان تو صاحب اختیار محشری

 

هرکه را خواهی ببر با خود بهشت

 

ای تو جنت آفرین زهرا سرشت .

 

 

تهیه شده توسط مسعود در 11:53 |  لینک ثابت   •